یه زندونی از زندان خونگی
صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | دانلود
میخواستم یه تصمیمی بگیرم زودتر از اینا
اما خب تا حالاش که به تعویق افتاد واسه خاطر پسرم بود
اما الان تصمیممو گرفتم
من این مدتو خوب فکر کردم بهش شاید این به نفع پسرمم باشه
خدایا خودت خیرش کن...خودتم مراقب پسرم باش
خودت بهتر از هرکسی شاهدی من واسه این زندگی چقدر تلاش کردم سرپا بمونه اما وقتی نمیشه خب نمیشه دیگه،کاریش نمیشه کرد دیگه
+الان که نه،چون نمیتونم ولی یادم بمونه بعدا در موردش بنویسم اینجا
برچسب:
نویسنده: یوسف توکلی