خرید بک لینک

خسته از دنیای آدمها

یه زندونی از زندان خونگی

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | دانلود

یه تصمیم بزرگ

میخواستم یه تصمیمی بگیرم زودتر از اینا

اما خب تا حالاش که به تعویق افتاد واسه خاطر پسرم بود

اما الان تصمیممو گرفتم

من این مدتو خوب فکر کردم بهش شاید این به نفع پسرمم باشه

خدایا خودت خیرش کن...خودتم مراقب پسرم باش

خودت بهتر از هرکسی شاهدی من واسه این زندگی چقدر تلاش کردم سرپا بمونه اما وقتی نمیشه خب نمیشه دیگه،کاریش نمیشه کرد دیگه

+الان که نه،چون نمیتونم ولی یادم بمونه بعدا در موردش بنویسم اینجا

♥ چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 14:16 توسط پرنده ی بی پر

برچسب: نویسنده: یوسف توکلی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 13:10

صفحه بندی