یه زندونی از زندان خونگی
صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | دانلود
ممکنه یه وقتی توی زندگیت یه مسیر قشنگیو به اشتباه انتخاب کنی...
به امید اینکه این مسیر خیلی و قشنگ و تهش یه بهشت کوچیک خداس
وقتی توی این مسیر پا میذاری یکم که جلو میری یهو به خودت میایو میبینی...ای دل غافل...چه کاری کردم!!!این چه مسیری بود اومدم!!!
قشنگ ها...اما...اما...قشنگیشم سراب همون آدم تشنه ای که تو بیابون هرچی دنبالش میره بهش نمیرسه
میدونی اشتباه ها اما خب یه چیزی یا بهتر بگم یه حسی نمیذاره با اینکه میدونی اشتباه اما برگردی
حست اینقدر قوی اینقدر دوست داری حستو که دلت نمیخواد بپذیری اشتباهتو
همه اش میگی بذار یکم دیگه برم جلو اگه بهتر نبود برمیگردم
اما یه وقتی به خودت میای که میبینی کلی از مسیرو رفتی اما هنوز همون مسیر اشتباه و چیزی نه عوض شد و نه بهتر
خلاصه اشو که بگما...
یهو میبینی اون حس قشنگت دیگه نیست اما بجاش خستگی راه،دلتنگی دل شکسته اتت بابت تک تک زخمایی که از این مسیر برداشتی
خسته و درمونده میشینی بلکه فرجی بشه بلکه یه چیزی یه معجزه ای یه کسی بیاد دستتو بگیر بلندت کنه بگه نه تو اشتباه نکردی،اینمسیر غلط نیست...
خیلی سخت بودا ولی بیا بریم پاداش سختیاتو بدم پاداش صبرتو استقامتتو تلاشتو ...
اما هرچی میشینی خبری نیست که نیست که نیست...
اونجاس که دیگه دستتو میذاری رو زانوات بلندمیشی داد میزنی...
آره،من اشتباه کردم،من اشتباه اومدم اما غلط کردم دیگه بسه دیگه نه میخوام نه میتونم ادامه بدم این راهو
برمیگردی خسته اما عاقل تر از قبل...درمونده اما با چشم بازتر
من الان اونجاییم که دارم برمیگردم
من یه روزی با انتخاب تو به امید خوشبختی کنار تو به عشق روزای قشنگ کنارتو انتخابت کردم
اما تو همون مسیر قشنگ اما اشتباهی
منِ خسته ی راه چیزی نمونده برسم به اون اول راهی که دست تو دستت پا توش گذاشتم
آره من برمیگردم از اشتباهم
اما این راه یه تاوان خییییییلی بزرگ واسم داره
پسرم...جگرگوشه ام...عشق دلم...
این تاوان بی نهایت سنگینی که من بابت انتخاب اینمسیر اشتباه میدم
دوری از پسرم دردش از انتخاب تو هزاران بار بیشتر
اما وقتی نشه نمیشه دیگه
من از خدا میخوام تاوان اینتاوان نابحقیو که قرار پس بدمو از خودت و همه ی خونواده ات پس بگیر
اما من یه فرقی با ط دارم اونم یه فرق خیییییلی بزرگ
اگه تا ط تا همیشه مدیون من و نمیتونم ببخشمش دلیلش ارتباطی بود که باید میشد و نیست
اما من حتی وقتی از جگر گوشه ام دور باشم ولی بازم مواظبشمو هواشو دارم
من از پسرم نمیگذرم تا همیشه
آقاکوچولوی من تحت هر شرایطی تا همیشه پسر منه و منم مادرش
بخدا میسپارمت زندگی مامان چون میدونم خودش خیلی هواتو داره
من تا همیشه هرچند کم اما کنارتم اما ته تلاشمو واسه حال خوب دلت میکنم عشق ابدی من❤
برچسب:
نویسنده: یوسف توکلی