خرید بک لینک

خسته از دنیای آدمها

یه زندونی از زندان خونگی

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | دانلود

از دل میرود...

هر روزی که میگذره بیشتر و بیشتر نسبت بهش سرد میشم

نه حس دوسداشتنا

یه حسی که شاید وابستگی باشه...نمیدونم

چیزیو که میدونم اینکه نسبت بهش هر روز سرد و سرد تر میشم

اوایل دلم میخواست ببینمش دلم میخواست باهاش حرف بزنم

اما الان دیگه اینطوری نیستم

واسه ۲۵ که باز دادگاهی با همه ی وجود آرزو میکنم بازم خودش نیاد

ان شاء الله که جمعه ام واسه پسرمون نیاد

دیگه دلم پیشش بودنو نمیخواد

♥ سه شنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 23:22 توسط پرنده ی بی پر

برچسب: نویسنده: یوسف توکلی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 13:10

صفحه بندی