خرید بک لینک

خسته از دنیای آدمها

یه زندونی از زندان خونگی

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | دانلود

افکار مزاحم

بعد این همه سالو این افکار مزاحم

بلاخره اون‌ روز کذایی اجراش کردم اما خب ناموفق شد و خیلی زود رسیدن بالا سرم و دو روز بیمارستان بستری شدم

اما الان بخوام بگم...

اشتباه کردم...پشیمون شدم و خداروشکر میکنم که فرصت دوباره بهم داد اون لحظه فقط به حجم خستگیو زخمای مهلک دلو قلبم فکر میکردم

اما الان تنها فکرم پسر بیگناهم که این وسط خیلی اذیت شد و همچنانم داره میشه

من اون روز و اون لحظه فراموشم شد....فراموش شد که مادرم که مسئولیت سنگین و بزرگی روی شونه ام ...خبر نداشتم از وابستگی پسرم و علاقه اش بهم...

از خودم بدم میاد که به فکر نجات خودم بودم نه نجات بچه ام

مشکلم همچنان سرجاش ولی الان یه چیزای خییییییلی بزرگترین عوض شده

یه چیزی مثل اعتقاد و اطمینان بیحدم به خدایی که قادر به انجام همه چیز هست

پس من میسپارم به خدا و اون قدرت لایزالش

خدایا بی پناه و درمونده شدم

لطفا خودت پناهم باش خودت درمونم باش

که بالاتر از خودت نه قدرتی هست نه محبتی

اللللللللههههههههههیییییییی آآآآآآآآآمین

♥ یکشنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 4:4 توسط پرنده ی بی پر

برچسب: نویسنده: یوسف توکلی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 13:10

صفحه بندی